گـوهـر گـمـشـده
اخــلاق گوهر گمشده جهان امروز است
«بي.تي» ماده مخدر جديد
به تازگي ماده مخدري به نام تجاري BT در فروشگاههاي تهران و برخي شهرستانها به فروش ميرسد.BT محصول كشور هندوستان است و نحوه استعمال و اثرات آن نيز همانند ماده مخدر «ناس» است. پس از هجوم بيسابقه مخدرهاي جديد و كنار گذاشته شدن مواد افيوني سنتي، به تازگي تمامي تلاش توزيعكنندگان مواد مخدر بر آلوده كردن جوانان به خصوص قشر دانشآموز متمركز شده است. اعتياد، تحريك و سرخوشي، گيجي و احساس خارج شدن بخار سرد از مغز، از دست دادن تعادل روحي و رفتاري از عوارض رواني اين ماده مخدر است.(فارس)
آمار عجیب میزان صحبت کردن در خانوادهها
حسن موسوی چلک با اشاره به اینکه در زمینه تحکیم بنیان خانواده آیات زیادی در قرآن کریم ذکر شده و همچنین در اصل 10 قانون اساسی نیز بر تحکیم بنیان خانواده تأکید شده افزود: این در حالی است که آمار 6 ماهه اول ازدواج در سال 88 در مقایسه با همین زمان در سال 87 گویای این موضوع است که شاخص ازدواج 4 و دو دهم درصد رشد منفی داشته است. خانوادههای ایرانی روزی فقط 15 دقیقه باهم صحبت میکنند. مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور با اشاره به اینکه آسیب اجتماعی واقعیت تلخ جامعه است، گفت: خانوادههای ایرانی روزی فقط 15 دقیقه باهم صحبت میکنند. حسن موسوی چلک با اشاره به اینکه در زمینه تحکیم بنیان خانواده آیات زیادی در قرآن کریم ذکر شده و همچنین در اصل 10 قانون اساسی نیز بر تحکیم بنیان خانواده تأکید شده افزود: این در حالی است که آمار 6 ماهه اول ازدواج در سال 88 در مقایسه با همین زمان در سال 87 گویای این موضوع است که شاخص ازدواج 4 و دو دهم درصد رشد منفی داشته است. مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور با اشاره به رشد 3/16 درصدی طلاق در 6 ماهه اول سال 88 در مقایسه باهمین زمان در سال گذشته ادامه داد: فرهنگ گفتگو در خانواده بسیار کم شده و به 15 دقیقه در روز کاهش یافته است. وسویچلک خاطرنشان کرد: نرخ تورم هر سه ماه یکبار اعلام میشود اما شاخصهای اجتماعی هرگز اعلام نمیشود و گاه توسعه عمرانی و افزایش تعداد خیابانهای ما از توسعه اجتماعی مهمتر هستند.(فارس)
طلاق عاطفی را کسی محاسبه نمیکند
میزان طلاقهای عاطفی حداقل دو برابر طلاقهای رسمی است.
آمارها از افزایش 21 درصدی طلاق و کاهش 5/3 درصدی ازدواج در تهران در شش ماهه نخست سال خبر داده است و اگر این واقعیت تلخ را بر اساس مقدمه بالا بپذیریم که میزان طلاقهای عاطفی حداقل دو برابر طلاقهای رسمی است آمارتکان دهندهای است که دکتر علیرضا یارقلی «مشاور خانواده» در طول گفت وگویی با ما در میان گذاشت.
در طلاق عاطفی دو زوج زیر یک سقف با یکدیگر زندگی میکنند اما هیچ حسی نسبت به یکدیگر ندارند. طلاق عاطفی یک توفیق اجباری است میان یک زن و شوهر که به دلایل مختلفی تنهازیر یک سقف زندگی میکنند. اما دیگر زن وشوهر نیز مجسوب نمیشوند. این توافق شاید هیچگاه عیناً گفته نشودو به تدریج به وجود آید طلاق عاطفی میتواند مقدمه طلاقهای اقتصادی، قانونی و اجتماعی باشد اما چگونه میشود که یک زن وشوهر از یکدیگر طلاق عاطفی میگیرند.
برخی روانشناسان علت را در مشکلات جنسی، تفاوت شخصیتی، ناتوانی در مهارتهای زندگی، در نادرست از جنس مقابل، پول، بود یا نبود بچه، فشارهای خانوادگی، و... میدانند.(خبرآنلاين)
فرمانده ناجا: قربانیان تجاوز به عنف، خودشان مقصرند
فرمانده نیروی انتظامی میگوید: بخش عمدهای از پروندههای تجاوز به عنف نشان میدهد که گام اول را خود قربانی برداشته است. احمدیمقدم میگوید که بخش عمدهای از امنیت زنان بر عهده جامعه است و «ظاهر نامناسب» زنان تاثیر زیادی در ناامنی آنها دارد.
اسماعیل احمدیمقدم فرمانده نیروی انتظامی، قربانیان تجاوز به عنف را متهم کرد که خود «بستر جرم» را فراهم میکنند. فرمانده نیروی انتظامی میگوید: بخش عمدهای از پروندههای تجاوز به عنف نشان میدهد که گام اول را خود قربانی برداشته است. احمدیمقدم میگوید که بخش عمدهای از امنیت زنان بر عهده جامعه است و «ظاهر نامناسب» زنان تاثیر زیادی در ناامنی آنها دارد.
از سخنان فرمانده نیروی انتظامی چنین به نظر میرسد که پلیس قصد دارد قربانیان تجاوز را عامل اولیه جرم معرفی کند و بار مسئولیت را از دوش پلیس بردارد، در حالی که در روزهای گذشته چند حادثه تجاوز تنها در استان تهران اتفاق افتاده است.
در روز 13 آبان هنگامی که پلیس و نیروهای امنیتی در حال سرکوب معترضان در خیابانهای تهران بودند، چند مرد به یک زن در منطقه قیام دشت استان تهران تجاوز کردند. موضوع تجاوز به سرعت به صحن علنی مجلس کشیده شده و واکنش تند رییس مجلس و پس از آن رییس قوه قضاییه را به دنبال داشت. این در حالی است که علیرضا علیپور، رییس پلیس امنیت تهران در یک مصاحبه خبری گفت که از این موضوع بیاطلاع است.
فرمانده نیروی انتظامی به جای پاسخگویی درباره موارد تجاوز به عنف در قیامدشت و لواسان، به خانوادهها هشدار داده است که هوشیار باشند و فریب دوستیهای خیابانی را نخورند زیرا اینگونه دوستیها پایه و اساس و سرانجام خوبی ندارد.(خبرآنلاين)

5 متجاوز سابقهدار آزاد شدند
5 شرور سابقهدار که پس از ربودن یک زن جوان، او را در بیابانهای اطراف تهران مورد آزار و اذیت قرار داده بودند دستگیر ، اما پس از انتقال به دادسرا آزاد شدند.
یک منبع آگاه با اعلام این خبر به «جام جم » گفت: روز جمعه ماموران پاسگاه انتظامی 211 قلعهنو حوالی باقرشهر هنگام گشتزنی در بیابانهای منطقه با مشاهده زن جوانی که هراسان در حال فرار بود به تحقیق از وی پرداختند که معلوم شد او 2 ساعت پیش وقتی به قصد عزیمت به منزل خود سوار یک خودروی مسافربر شخصی شده، 2 سرنشین خودرو با تهدید چاقو او را به بیابانهای منطقه منتقل کرده و در این محل 3 نفر دیگر نیز به آنها ملحق شده و همگی زن جوان را مورد آزار و اذیت قرار داده و پولها و طلاهای او را نیز به سرقت بردهاند.
به دنبال این اظهارات تکاندهنده، ماموران با به دست آوردن نشانی تبهکاران، دقایقی بعد یکی از متهمان به نام محسن را که در حال فرار از منطقه بود، دستگیر کردند.
با بررسی و تحقیق در خصوص این پرونده از سوی کارآگاهان پایگاه نهم پلیس آگاهی، ابتدا تحقیق از محسن (متهم دستگیر شده) آغاز شد که وی گفت من و دوستانم زن جوان را به بیابان برده و در آنجا مورد آزار و اذیت قرار دادیم.
با اعتراف متهم و شناسایی همدستان وی، ماموران پلیس در اقدامی ضربتی 4 متهم دیگر این پرونده به نامهای ماشاءالله (سارق سابقهدار کیفقاپ)، محمد (سارق و شرور سابقهدار)، حسن (شرور سابقهدار) و داوود را در مخفیگاههای خود دستگیر کردند.
منبع آگاه به «جام جم» گفت: با دستگیری تبهکاران و اعتراف صریح آنها به جرم شیطانی، آنان پس از انتقال به شعبه ... کهریزک تحت بازجویی قرار گرفتند اما 4 نفر از آنان به نامهای ماشاءالله، داوود، محمد و حسن با تشخیص دادرس شعبه بدون قید و شرط آزاد شدند و فقط یکی از متهمان به بازداشتگاه منتقل شد که او نیز با پرداخت 20 میلیون تومان به یک وکیل و ارائه کپی کارت ملی، زمینه آزادی خویش را فراهم ساخت و بلافاصله، بازداشتگاه را ترک کرد.
جنايت هولناك در غرب تهران
جنايت هولناكي شامگاه شب اول آذر ماه در غرب تهران رخ داد.
ساعت 8 شب اول آذر امسال مأموران مركز فوريتهاي پليسي تهران بزرگ از وقوع يك جنايت هولناك باخبر شدند.
مأموران با حضور در حوالي ميدان نور در غرب تهران دريافتند يك زن و شوهر ميانسال در منزل مسكونيشان به قتل رسيدهاند.
با آغاز تحقيقات مشخص شد مرد مقتول به نام سيدمرتضي فرزند شهيد سيدمجتبي هاشمي است كه قاتل يا قاتلان وي و همسرش را به قتل رساندهاند.
در حال حاضر تحقيقات براي روشن شدن زواياي پنهان اين پرونده و همچنين شناسايي قاتل يا قاتلان در حال انجام است.(فارس)
پ.ن: بدون شرح بود ولي شرحش زياد شد؛ پوزش.
پ.ن: به قول مرد هزار چهره برخي افراد از اول هم اشتباهي بودند ولي فقط مرور زمان اين اشتباهي بودن را ثابت ميکند. تازه برخي علاوه بر اشتباهي بودن هزار چهره هم هستند. کار سختی هستا.
پ.ن: قضاوت ديگران در كل براي خودشان محترم است.
محور زندگیمان بر پایه تأیید دیگران است
برای رسیدن به نشاط باید چندین فاکتور در نظر گرفته شود. یکی از این فاکتورها داشتن نگرش مثبت و واقعبینانه است. متأسفانه مردم ما بهخاطر داشتن برخی باورهای غلط قراری روابط با دیگران را در پرده ابهام قرار میدهند. در فرهنگ عامه مردم جامعه ما همواره حرف دیگران و اظهار نظر دیگران بر زندگی شخصی سایه افکنده است. از این رو هیچگاه در باره احساساتمان سخنی به میان نمیآوریم. اگر احساسمان در مورد کسی منفی است و از کسی دلگیر هستیم بهخاطر اینکه او از دست ما دلخور نشود از گفتن حرفمان خودداری میکنیم، چرا که در فرهنگ ما نگاه و تأیید مردم در روابط و زندگیهایمان بسیار مهم و مؤثر است. این مسائل باعث بروز حالتی میشود که نشاط را از انسانها و جامعه و روابط اجتماعی میگیرد.
اگر محور زندگی بر تأییدطلبی دیگران باشد و اینگونه عمل کنیم که همگان را از خودمان راضی نگه داریم و همگان برایمان هورا بکشند راه را به خطا رفته و نشاط را از زندگی خودمان و اطرافیانمان خواهیم گرفت. از سوی دیگر این امر هیچگاه شدنی نیست، تلاش بیهودهای انجام دادهایم و آسیب جدی به خود رساندهایم.
خودشیفتگی؛ عامل دورافتادگی از اهداف و از دست دادن نشاط
یکی دیگر از وجوهی که برای رسیدن به نشاط لازم و ضروری به نظر میرسد نوعی کمالگرایی در فرهنگ عامه مردم جامعه ما دیده میشود. مردم ما فکر میکنند آنقدر تیزهوش خوشفکر و کارآمد هستیم که با کمترین فعالیتی قادر هستیم تا به آرزوها و دستاوردهای بزرگی برسیم. اگر مردم جامعه خودمان را با جوامع دیگر مانند ژاپن و یا دیگر کشورهایی که فرهنگ درست کار دارند، مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که منظور سخن من چیست. بازده کارایی مفید در کشور ما از 8 ساعت نیم ساعت است. از سوی دیگر بهشدت افراد جامعه ما خودشیفتهای هستند. به همین خاطر میاندیشیم با حداقل و کمترین کار آن هم نیم ساعت در روز میتوانیم بالاترین دستاورد را داشته باشیم. از آنجایی که در عمل آنگونه نمیشود افسرده میشویم و نشاطمان را از دست میدهیم. همه این مسائل نیز از آنجا ناشی میشود که غیرواقعبینانه از خودمان متوقع هستیم. این ذهنیت باعث میشود که در کارمان بهرهوری خوبی نیز نداشته باشیم و در نهایت جدای از از دست دادن نشاط اجتماعی و عمومی دچار یک عقبماندگی از مسیر زندگی و دورتر شدن از اهداف زندگیمان نیز خواهیم شد.

مثبتاندیشی
«مثبتاندیشی» دیگر عامل مهم رسیدن به نشاط فردی و اجتماعی افراد است. دکتر بهرامی با بیان این شاخصه عنوان میدارد که این شاخصه در کشور ما وجود دارد. وی میگوید: «یکی دیگر از آیتمهای نشاط مثبتاندیشی است. اینکه هیچگاه بخش خالی لیوان را نبینیم. البته این حالت در مردم جامعه ما وجود دارد. زیرا مردم جامعه ما آدمهای امیدواری هستند. نگرش مثبتی به زندگی دارند و سختیها را نیز با امید پشت سر میگذارند و نسبت به آن سازگاری خوبی دارند. این خصوصیت منفی بین نبودن و بدخواه دیگری نبودن شامل مجموع آدمهای جامعه ما میشود این سخن به آن معنا نیست که نوادر و استثناهایی وجود ندارد.»
سنتی غلط و افراطی به نام «کنترل هیجانات درونی»
«کنترل هیجانات درونی» دیگر اصل رسیدن به یک جامعه شاد و بانشاط است. دکتر بهرامی در این خصوص خاطرنشان میکند: «یکی از عوامل نشاط اهمیت به این اصل است که مردم در نشان دادن هیجاناتشان نیز آزاد عمل کنند. این هیجانات هم در شادی و هم در نشان دادن اندوه و غم باید یکسان صورت گیرد. اما در این خصوص بهخاطر وجود حساسیتها و نگرشهای غلطی که به مرور زمان ایجاد شده مردم تلاش میکنند تا این هیجانات را کنترل کنند. امروزه کنترل این هیجانات در جامعه ما بیشتر از جوامع دیگر دنیا وجود دارد. مردم ما کمتر زمانی را برای خوشحال بودن و مغتنم شمردن لحضات خوش صرف میکنند. این حالت غلط را از کودکی به کودکانمان هم تلقین میکنیم. چندی پیش در اتاق فکر گروه کودک نیز عنوان داشتم زمانی که کودکان دوساله در خانوادههایشان در کنار یکدیگر با شادی و نشاط در کنار یکدیگر بازی میکنند را در برنامههای کودک جدای از هم مینشانید. متأسفانه بهخاطر فضاسازیهای افراطی در فرهنگ و سنتهایمان هر آنچه به ذات شیرین و نشاطآور است را تلخ و سرد و بیروح کردهایم. شایان ذکر است که اعتقادات و باورهای دینی ما عامل سردی و رخت بربستن شادیها نیستند بلکه این سنتهای غلطی هستند که بر باورهای دینی سایه افکندهاند. در کل باید گفت آن چیزهایی که نشاط اجتماعی را به همراه میآورد داشتن نگرش مثبت، واقعبینی و نداشتن کمالگرایی و خودشیفتگی و شناسایی و حذف باورهای غلط فرهنگی و اجتماعی با مواردی که ذکر شد مردمان ما مردمان بانشاطی نیستند. از این روست که بهخاطر آنکه سعی میکنیم هیجاناتمان را کنترل کنیم در مواردی شاهد تظاهراتی دور از ذهن و افراطی از هیجاناتی مانند شادی و غم هستیم.»
باید بپذیریم که هر هیجانی در جای خودش مغتنم و ارزشمند است. ابراز محبت کردن هیجانی است که نباید سد آن شد. همین کنترلها باعث میشود که زن و شوهری، پسر و پدر و دیگر اعضای خانواده نتوانند محبت نسبت به یکدیگر را ابراز کنند. در فرهنگ ما دوست داشتن و ابراز آن آموزش داده نمیشود.
جوانان امروز جامعه، تنهایی را حس میکنند
لبته هیچگاه در جامعه ما آمار دقیقی از خودکشی و بیماریهای روحی و روانی داده نمیشود. اما از آنجایی که مردم جامعه ما اهل حمایت از یکدیگر هستند و تلاش میکنند تا گروهی مشکل یکدیگر را حل کنند از این رو آدمهایی که در جامعه ما زندگی میکنند کمتر احساس تنهایی میکنند. اما در دیگر جوامع آدمها به معنای کامل کلمه تنها هستند. آنها بهخاطر همین رنج تنهایی افسرده میشوند. روحیه همدردی در جامعه ایرانی از آموزههای دینی منشأ میگیرد. زیرا در دین ما سفارش به باهم بودن و جویا بودن از حال همسایه شده است. یکی از عوامل افسردگی عامل تنهایی است که در کشور ما نیز وجود دارد.
این نکته را نیز باید متذکر شد که جوانان امروز جامعه ما دیگر مانند نسل پیشین نیستند زیرا آنها بهشدت دچار تنهایی هستند. جوانان امروز از نبود عاطفه رنج میبرند. از این رو امیدوارم که نسل آینده جامعه ما به سرانجامی مانند جوامع دیگر که به آن اشاره کردید، نشوند. البته جوامع دیگرهم برخی از آیتمها و بخشهای نشاط را ندارند اما بیشترین بخشها و دلایل وجود نشاط را دارند. از این رو میتوان گفت که آنها جوامع بانشاطتری هستند. منبع: خبرآنلاین
« بسياريها كه از بابت اوضاع آشفته كنوني لب به اعتراض ميگشايند، معمولا از بابت "بيقانوني" در كشور ما مينالند و ميگويند: قانون نيست... قانون اجرا نميشود...قانون زير پاي ميشود و... ولي كسي در اين مساله تأمل نميكند كه چرا به قانون عمل نميشود؟ چرا فساد وجود دارد؟ و چرا قانون زيرپا ميشود؟
رد پاي اين چراها را ميتوان در افـــول اخــلاقـيـات در جامعه جستجو كرد. ممكن است كسي ادعا كند كه اخلاق در جوامع غربي هم افول كرده است. من قبول ندارم چون نوع برداشت از مفهوم و قلمرو اخلاق مهم است. بياد بياوريم كه مردم آمريكا آقاي بيل كلينتون را به خاطر اتهام رابطه نامشروع محاكمه نميكردند بلكه بخاطر پنهانكاري و دروغگويي با مردم آمريكا و عدم صداقتش مستوجب سرزنش و پيگرد ميدانستند. اموري چون وفاي بهعهد، احترام به حقوق يكديگر، عدالت، وظيفهشناسي، تعهد، مروت، مدارا، درستكاري، راستگويي، امانتداري و... در جوامع غربي ريشهدار شدهاند و اين جوامع حداقل از جوامع توسعهنيافته ز اين حيث وضع بهتري دارند. پايبندي و تعهد به حاكميت و الزام قانون را مردم به اراده و انتخاب خود پذيرفتهاند بيآنكه از ترس گيوتين به آن گردن نهند.
به اعتقاد من يكي از عوامل دوري از اخلاق در جوامعي مثل جامعه ما "تك ساحتي كردن" اخلاقيات و متمركز ساختن آن در "اخلاقيات عفافي" است. گو اينكه اخلاق يعني همينكه مردي به زني نامحرم نگاه نكند! اما همان مرد اگر به هر دليل بتواند از زنان و مردان زيردست خود به هرشكلي بهرهكشي كند، يا دست به تعرض و ستم بزند، يا اموال و دارايي مردم را غصب و غارت كند، يا مردم را فريب دهد و از احساسات آنها سوءاستفاده كند و يا تظاهر كند و دروغ بگويد و... چندان مرتكب رفتاري "غيراخلاقي" نشده و عمل او چندان اهميتي ندارد. تكساحتي كردن اخلاق در جوامع اسلامي، آموزههاي اخلاق اسلامي را به شدت لاغراندام و انعطافناپذير جلوهگر ساخته، بگونهاي كه بسياريها گمان ميكنند اخلاق در اسلام عبارت است از «حفظ حجاب و عفت». باز بياد بياوريم آقاي سياف را كه در داخل پارلمان كشور بانگ ميزد: اي اهل ايمان! برحذر باشيد از اين سياه سرهاي بيحيا و بيشرم ... وقتي از او پرسيده شد كه ميگويند املاك بينوايان پغمان را مصادره كردهاي، آيا اين اتهام درست است؟ استاد چنان شور و هلهلهاي در دستگاه حاكمه برپا كرد كه گويي به ستون فقرات اسلام تعرض شده باشد، طوري كه از آن پس ديگر هيچ لبي به شكايت گشوده نشد.
اخلاق بهراستي پايه و ستون جامعه است. اگر اخلاق نباشد قانون به مقررات خشك و بيروحي تبديل ميشود كه تنها اجبار و زور سرنيزه آن را ميتواند مجري باشد. قانوني كه صرفا با اجبار و قهر و خشونت اجرا گردد، قانون نيست. فرض مثال، شما چگونه ميتوانيد در يك جامعهاي كه به رشوهدهي و رشوهستاني عادت كردهاند و قبحيت اين اين رفتارها زائل شده، قانون را پياده كنيد و جلوي فساد را بگيريد؟
درست است كه "الزام" و اطاعت عناصر شاكله چيزي بهنام قانون را شكل ميدهند اما تنها الزام و اطاعات بيچون و چرا و قهرآميز براي بسط عدالت و قوام يك جامعه انساني با مناسبات انساني كافي نيستند. قانوني كه اجراي آن فقط متكي به عنصر الزام غير منعطف و قهرآميز باشد(مانند قانون طالبان) خود يك قانون تحميلي غيرانساني است. قانون انساني كه با جامعه انساني تناسب برقرار كند آن قانوني است كه انسانها بر پايه اصول اخلاقي به آن راغب باشند و اخلاق پشتيبان آن باشد. تا زماني كه ميل به حاكميت قانون و اطاعت از الزامات آن در نهاد جامعه نهادينه نباشد، با اندك سستي و گسست سستم اجرايي، جامعه از هم ميپاشد و ......»
پ.ن: خلاصه مقاله را آوردم تا حوصلهتان بگيرد كه بخوانيد.
| Design By : Night Skin |


